تبلیغات
آینه شکسته - سفیدی مبهم
دست به کاری زنم که غصه سر آید

سفیدی مبهم

1389/12/25 11:24

نویسنده : لیلا انهاری


تازه غرق دود شده بودم که یاد تنهایهایم افتادم.نیمه های شب بود وتمام شهر غرق خوابی عمیق .دلم می خواست تمام تاریکیها وغمها رادر میان دود سفید سیگار مدفون کنم ولی افسوس خوب می دانستم روزهای روشن نیازی به دود گرفتگی ندارد .دوست دارم به فصل نو که درراهه فکر کنم ،ولی افسوس.....

خنده های زورکی

روزهای مزخرف تنهایی

سیاهی شب

غرق سفیدی بی معنی

از دود

وقتی که غم بوسه ای

بر لبان سیگار می زند،

وآرام آرام تمام می شود.

دوباره تنهایی

دوباره سیاهی...




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: 1390/01/25 20:51



نمایش نظرات 1 تا 30