تبلیغات
آینه شکسته - بالاخره برگشتم
دست به کاری زنم که غصه سر آید

بالاخره برگشتم

1390/05/29 10:24

نویسنده : لیلا انهاری


خیلی طول کشید تا بیام، ولی بالاخره برگشتم .ممنون از همه دوستان که در این مدت آینه شکسته رو تنها نزاشتن و ثابت کردن بهترینن.

در طول این مدت در گیر امتحانات ، ترم تابستانی ، احساس خستگی و کلافگی و بدتر از همه تولد غم انگیزم وسط امتحانها بدون هیچ جشنی و ...

یه مدتی هم خودم و در اتاق کوچکم دور از همه چیز و همه کس حتی تلفن و هر چیز دیگه ای که من و به دنیای بیرون ربط بده حبس کردم شاید بتونم خودم رو رها کنم از این همه غمی که تمام وجودم را گرفته ولی ....

و اما شعر

دلم تنگ است

ترکی بی حال

ساده اندیشی توهم

سایدن گچی بر سنگ

کلک نامیدن آرد به آن

سفید رنگ دروغ می سازد

پنجره از پشتش نگاه می کند

پنجه دست، دل می فشرد

آری دلم تنگ است

گرد کهنه ای بر دیوار

کنش سمت به تولد مرگ

و پی بردن لرزش وجود ابدی

ساق غربت به غرور می شکند

رنگ می بازد به توهم سالی چند

مگسی بی پروا سایه دل میشکند

به افکارمتورم دیروز

خواب زاییدن عشق

تنگ ، دل می برد

دلم تنگ است



دیدگاه ها : بارش باران
آخرین ویرایش: 1390/05/29 10:29



نمایش نظرات 1 تا 30